حسین باستانی
در سال ۱۹۵۶، مائو تسهتونگ، رهبر وقت چین، خواستار مشارکت ملی و گفتگوی سراسری در مورد بهبود سیاستهای حکومت شد. در داخل و خارج حزب کمونیست، افراد زیادی این دعوت را جدی گرفتند -درواقع زیادی جدی گرفتند- و به طرح دیدگاههای انتقادی پرداختند. نتیجه آنکه بهتدریج، حکومت مائو حدود نیم میلیون نفر از آنها را دستگیر کرد.
ماجرا مشخصا از این قرار بود که رهبر وقت، در سخنرانی معروفی در مه ۱۹۵۶ گفت همانند «گل»های متنوع، دیدگاههای مختلف -ولو انتقادی- هم ممکن است زیبا باشند.
مائو در سخنرانی خود، به این عبارت معروف در ادبیات چینی استناد کرد که «بگذار ۱۰۰ گل بشکفند»، که نقطه آغاز حرکتی تحت عنوان «کمپین ۱۰۰ گل» شد.
در جریان این حرکت، بسیاری از فعالان و از جمله اعضای حزب کمونیست، به بیان انتقادات خود به روش های اداره کشور پرداختند که در داخل و خارج از چین، منجر به سوءتفاهمهای شتابزده در مورد روند تحولات در چین شد.
برخی تحلیلگران، «کمپین ۱۰۰ گل» را تلهای برای شناسایی منتقدان رهبر و حزب ارزیابی کردهاند و شاید این این نگاه، بیش از حد بدبینانه باشد. اما حداقل این بود که با شروع کمپین ۱۰۰ گل، دامنه انتقادات در ابعادی فراتر از تصورات مائو و حزب گسترش پیدا کرد. در نتیجه، آنچه در دستور کار قرار گرفت، سرکوب شدید تمام افرادی بود که تصور کرده بودند ممکن است رهبر وقت، آماده نوعی تجدیدنظر در سیاستهای کلان شده باشد.
برای اطلاعات بیشتر در مورد «کمپین صد گل» و سرانجام آن، از دقیقه ۲۷ به بعد لینک زیر را ملاحظه بفرمایید.
لازم به تاکید نیست که وضعیت چین، با تمام کشورهای دیگر دنیا، و از جمله ایران، تفاوتهای بنیادین دارد. ولی مطالعه تاریخ معاصر آن کشور -و مشخصا دوران حکمرانی مائو- همواره برای درک بهتر الگوهای رفتاری حکومتهای اقتدارگرا مفید بوده است.