مریم ابراهیموند٭
خانم فائزه هاشمی،
گفتید «زندان اوین هتل است!».
من سه سال از جوانیام را در زندانهای جمهوری اسلامی گذراندم؛دو سال در قرچک ورامین،
و یک سال در اوین.اگر منظورتان از «هتل» دو میز و صندلی پلاستیکی است، پس شما آگاهانه یا ناآگاهانه دارید شکنجه، فشار روانی، فروپاشی ذهنی و حذف تدریجی انسان را به اشیای پلاستیکی تقلیل میدهید.
وا مصیبتا اگر معیار شما از رنج، فقط خشونت عریان و خونریزی مستقیم است.
مسئله زندان جمهوری اسلامی فقط باتوم و کابل نیست. مسئله «مکانیسمهای سلطه» است سیستمی که انسان را از درون میجود، قدرتی که هم زندانی و هم زندانبان را در یک ساختار کنترل واحد زندانی میکند، و با سرکوب نرم، با انزوا، با پروندهسازی، با ترور شخصیت، با حذف اجتماعی، انسان را به مرز نابودی میرساند.
میدانستید من در همان «هتل اوین» شما،
بهدلیل فشار امنیتی، روایتسازیهای دروغین،
عدم دسترسی به وکیل، شاکیان خصوصیِ ساختهشده، و منزویکردنم در میان زندانیان سیاسی،
به مرز خودکشی رسیدم؟
میدانستید یک شب هشتاد قرص خوردم؟
حالا بگویید:
آیا آن میز و صندلی پلاستیکی توانست فروپاشی روانی مرا نجات دهد؟
آیا «ظاهر مرتب زندان» میتواند حذف وجودی یک انسان را بپوشاند؟
چطور میشود سرکوب نرم، حذف تدریجی، و قتل روانی رابا یک برچسب عوامفریبانه مثل «هتل اوین» تطهیر کرد؟
و بگذارید صریح بپرسم:
آیا میدانید همانهایی که شما مدعیاید پدرتان را کشتند
از حرف شما خوشحال شدند؟
پدر شما در یک استخر لاکچری کشته شد.
آیا حاضرید آن مرگ را هم به «لاکچری بودن استخر» تقلیل دهید؟آیا میشود حذف و مرگ را با دکور و ظاهر بزک کرد؟
خانم هاشمی، یا از سازوکار قدرت بیاطلاعید که بعید میدانم، یا آگاهانه در حال بازتولید گفتمان جمهوری اسلامی هستید.
در هر دو حالت، این حرفها نه فقط توهین به زندانیان سیاسی، بلکه کمک مستقیم به سفیدشویی سیستمی است که تخصصش نابودی انسانها بدون گذاشتن رد خون است.
و این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی میخواهد.
٭زندانی سیاسی سابق