در پاسخ به برخی ابهامات، چرا اعتصاب آری و خشونت نه؟

امروز بیش از هر زمان دیگری باید با درک شرایط و فهم نقاط ضعف حریف پیش رفت

کیا حمیدی

پیرامون بحث مبارزه و روش های آنها نظریات و مدل های فراوانی وجود دارد که طی چند دهه اخیر برخی نمونه های نتایجش آن در مناطق مختلف از آمریکای جنوبی گرفته تا بالکان و خاورمیانه قابل مشاهده است. از نمونه های قابل لمس آن طی یک دهه اخیر می توان به خیزش در جهان عرب که به عنوان “بهار عربی” از آن یاد شد، نام برد. کشورهایی همچون تونس، مصر، لیبی، سوریه، بحرین، یمن و تاحدی در عراق و لبنان، طعم این خیزش و اعتراضات را چشیدند.

هزاران نفر کشته و زخمی و بازداشت شدند و بعضاً شرایطی اسفناک تر از قبل پیدا کردند و ناآرامی و جنگ داخلی بر کشورشان حاکم شد و حتی داشته های قبلی را نیز از دست دادند. البته این نکته قابل ذکر است که شرایط کشورها از جهات مختلف اعم از منطقه جغرافیایی و وضعیت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی باهم متفاوت است و نمی توان با نسخه ای واحد بر شرایط آنها تفسیر گذاشت. اما وجه مشترک تمام این تحولات وجود “عنصر خشونت” و به دنبالش “سرکوب و دخالت نظامی” بوده است.

حال برگردیم به ایران خودمان، طی دو دهه اخیر شاهد اعتراضاتی بودیم که این خشونت به صورت یکطرفه از سوی حکومت در سرکوب معترضان به کار گرفته شده است. از حوادث سال ۱۳۷۸ و قضیه کوی دانشگاه گرفته تا اعتراضات سال ۱۳۸۸ در جریان انتخابات ریاست جمهوری و در آخرین نمونه آن کشتار معترضان در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ که بیش از ۱۵۰۰ نفر کشته و هزاران نفر زخمی و بازداشت شدند. خانواده های بسیاری داغدار شدند و بسیاری هم به سبب دستگیری فرزندان دچار فشارهای شدید امنیتی هستند.

تجربه نشان داده که حکومت در سرکوب مخالفان و معترضان ابایی از کشتار و خشونت ندارد و متاسفانه نیروهای چندگانه نظامی و امنیتی به همراه لباس شخصی های حکومت با وقاحت تمام از شلیک به سر و قلب و بدن جوانان از فاصله دو متری حرف می زنند و به ایجاد محدودیت و فشار برای معترضان افتخار می کنند و آن را در قالب مبارزه با جریان ضدانقلاب و امنیت کشور جلوه می دهند.

حال برگردیم به روش های مبارزه، آنجا که رویارویی مستقیم با حکومت منجر به ریختن خون جوانان وطن می شود و زندان ها رژیم محبس هزاران مبارز آزادی خواه می گردد. هرچند که رژیم در مواجهه با این مبارزان فشار زیادی را تحمل می کند و ریزش های فراوان داشته است اما غلظت خشونتش در برابر مردم بسیار بیشتر شده است.

اما نگاهی کنیم به روش “اعتصاب و نافرمانی مدنی” که در آن کارکنان و کارگران مختلف کارخانجات دست از کار می کشند و گام به گام به صورت پیوسته زنجیر به دست و پای حکومت بسته می شود و آن را زمین خواهد زد. هرچند که در روش مبارزه اعتصابی نیز مراتب و مراحل مختلفی وجود دارد، اما شروع آن می تواند جرقه ای برای تکان دادن دیگر اقشار و اصناف مختلف باشد تا رگ حیات اقتصادی رژیم در داخل را قطع کند.

امروز اگر کارگران نیشکر هفته تپه و برخی کارکنان صنایع نفت و پتروشیمی دست به اعتصاب زده اند باید از آنها حمایت کرد. چرا که اگر از این اعتصابات و اعتصابگران حمایت شود و دامنه آن به بخش هایی همچون حمل و نقل و بخش های انرژی و مواد غذایی کشیده شود، حکومت خلع سلاح خواهد شد و دیگر بهانه ای برای کشتار مردم بی دفاع نخواهد داشت. البته بعد از این مرحله اعتصاب ممکن است مبارزات میدانی و خیابانی آغاز شود، اما در آن هنگام بنیه و توان نظام برای مقابله تحلیل رفته است. چرا که در بحث ریزش پایه های نگهدارنده نظام ، بسیاری از نیروهای نظامی و امنیتی که از بدنه همین جامعه تشکیل شده اند و احساس نارضایتی از عملکرد حکومت دارند، دست از آن خواهند کشید و به صف مردم و اعتصابیون خواهند پیوست.

لذا امروز بیش از هر زمان دیگری باید با درک شرایط و فهم نقاط ضعف حریف پیش رفت. امروز ثروت ملی غارت شده و حکومت به خاک فروشی افتاده تا بتواند خود را سرپا نگه دارد. قطعا اگر فشار اقتصادی از داخل بر آن وارد شود و چرخه تولید و درآمدهای جاری آن قطع شود، با کمترین میزان هزینه جانی و خشونت ساختاری از هم خواهد پاشید.

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»