به نام خداوند جان و خرد
همکاران گرامی و دوستان محترم و شما که از مرخصی و آزادی آقای هاشم خواستار می پرسید ضمن تشکر از همدلی وذمحبت شما خلاصه ای از اقداماتی که برای آزادی ایشان انجام شده و برداشت شخصی خودم را از این پروسه به اطلاع شما می رسانم بعد از ملاقات رئیس سازمان زندانها و بارها ملاقات مسئولین دادگاه انقلاب مشهد با هاشم خواستار نماینده معلمان آزاده ایران در زندان وکیل آباد مشهد و ملاقات همکاران فرهنگی با آقای دکتر رحمانی معاون دادستان، بنا به توصیه همکاران فرهنگی ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ با معاون دادستان دادگاههای عمومی و انقلاب مشهد آقای دکتر رحمانی ملاقات کردم.بعد از گفتگوهای فراوان نظر و ایشان دادن مرخصی و متعاقب آن آزاد کردن آقای هاشم خواستار بود.
در تاریخ اول اسفند ۱۴۰۰ برای نتیجه رفتم دادگاه انقلاب آقای دکتر رحمانی گفتند من به تنهایی نمی توانم تصمیم بگیرم باید موضوع مرخصی و آزادی ایشان در جلسه تصمیم گیری برای مجرمین خطرناک مطرح شود و پس از آن اقدام مقتضی بعمل آید.
در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۴۰۰ بنا به دعوت اداره اطلاعات مشهد از همه اعضای خانواده(من، فرزندانم و همسرشان) در محل دفتر احضار و ارشاد اطلاعات مشهد حضور یافتیم و حدود ۶ الی ۷ ساعت با آقای حسینی مامور اداره اطلاعات مشهد گفتگو کردیم. ماحصل گفتگو: آقای حسینی گفتند:مامی دانیم که آقای خواستار درآستانه ۷۰ سالگی و داشتن بیماری های گوارشی و فشارخون بالا اگر خدای ناکرده اتفاقی برایشان بیفتد(مردن ایشان) هزینه سنگینی برای جمهوری اسلامی دارد. ولی ما هم خط قرمزهایی داریم که آقای خواستار باید رعایت کند.
آقای خواستار خیلی علاقمند است که در زندان باشد و از اینکه در زندان باشد اصلا ناراحت نیست این یک مشکل روانی است که افراد خودشیفته دارند. ما گفتیم انسانهای شریف برای رسیدن به آرمانهایشان جان در طبق اخلاص می گذارند، پس اینکه هاشم خواستار زندان را تحمل می کند عمل شاقی نیست .
از طرفی شما که هاشم خواستار را اول آبان ۱۳۹۷ از جلوی باغ ربودید و در بیمارستان روانی ابن سینا محبوس کردید….و در آنجا توسط روانشناسان و روانپزشکان مدعو و کادر بیمارستان سلامت روحی روانی ایشان تایید شد و به همت و اراده همکاران و آزادیخواهان ایران و جهان مجبور شدید بعد ۱۹ روز ایشان را آزاد کنید و خودتان گفتید اشتباه کردیم حالا هم اگر یک مرد در مشهد باشد هاشم خواستار است و الان ایشان بخاطر اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی زندان است دست هاشم خواستار بوی گل می داد او را به جرم گل چیدن بازداشت کردید ولی هیچوقت فکر نکردید شاید او گلی کاشته باشد امیدوارم این دفعه هم به اشتباه خود پی ببرید و اعلام کنید که اشتباه کردید امیدوارم آن روز دیر نباشد.
نظر مرا در مورد آزادی آقای خواستار پرسیدند گفتم آزادی آقای خواستار را اینقدر در بوق و کرنا نکنید نباید آقای خواستار و دوستانشان را زندانی می کردید حالا هم شبی نیمه شبی زندانیان بی گناه را آزاد کنید و ببرید تحویل خانواده بدهید و پشت سرتان هم نگاه نکنید.
گفتند شما مسئولیت آقای خواستار را بعهده می گیرید گفتم شما اگر می خواهید آقای خواستار را از زندان آزاد کنید و من او را زندان کنم نه، ولی تعهد می دهم که ایشان عملی خلاف قانون مرتکب نشوند همانطور که تا حالا عمل خلافی مرتکب نشده اند و هر کاری کردند قانونی بوده.
در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ با دادستان دادگاه انقلاب مشهد آقای درودی ملاقات داشتم، بعد از ۳۰ تا۴۰ دقیقه گفتگو که من گوینده بودم و آقای دادستان با سعه صدر گوش کردند.
آقای دادستان گفتند: اگر من بودم اینها را زندان نمی کردم اینها همگی شان حس خودنمایی داشتند و به خاطر ارضای حس خودنمایی دوست داشتند به زندان بروند و مسئولین هم کمکشان کردند که به خواسته شان برسند گفتم اونموقع نبودید ولی الان که هستید آزادشان کنید تا بیش از این برای شما هزینه درست نکنند. ایشان گفتند در جلسه با دوستان مطرح می کنم و نتیجه را به اطلاع شما می رسانیم.
دیروز چهارشنبه ۲۵ اسفند از رئیس دفتر آقای دادستان نتیجه را پرسیدم گفتند با مرخصی و آزادی آقای خواستار موافقت نشده. علیرغم اینکه مسئولین دادگاه انقلاب مشهد نظرشان مرخصی و متعاقب آن آزادی آقای خواستار بود ولی نمیدانم آیا صحبت اداره اطلاعات با خانواده باعث شد که از تصمیمشان درمورد آزادی آقای خواستار منصرف شوند یا ارگان خاصی درراه آزادی ایشان از زندان سنگ اندازی کرده الله اعلم
#هاشم_خواستار_را_آزاد_کنید.