نامه‌ی پوران ناظمی خطاب به دکتر محمد سیف‌زاده: وقتی به اتهام دفاع از حقوق مردم محکوم می‌شوی

کسانی که دل در گِروی مساوات انسان و گام در راه دموکراسی و عدالت دارند دکتر محمد سیف زاده را خوب می‌شناسند. همه بیگناهانی که در بیدادگاهها محکوم میشوند اگر او را اگر نشناسند زود آشنا می‌شوند. مردی با قلبی مهربان و عزمی پولادین در ایستادگی مقابل ظلم همراهی با مظلوم و آگاه کردن مردم به حقوق خود و رسیدن به آزادی و دموکراسی بدون خشونت…

حقوقدان معروفی که سالها در زندان بود و بعد انقلاب در ارزوی تحقق عدالت بربلندترین کرسی های قضاوت نشست و پیش از آنکه بسیاری چهره نکبت‌بار حکومتی که قرار بود به نام و کام مستضعفان باشد را ببینند او نقاب دروغین را پس زد  و از همراهی با آنها سر باز زد. مردی که می‌توانست در جاده موازی و در مسیر مخالف آرمان‌هایش به والاترین پستها و مدارج قضایی و سیاسی برسد و از پرتو بی‌عدالتی، خورشید زندگی خود را بیافروزد. قلب، قلم و قدم خود را برای عدالت و رفع تبعیض بکار برد .

او به فتح صخره‌های بلندی می‌اندیشید که بسیاری در رویا هم از دیدنش هراس داشتند. با همراهی چند دوست همفکر چراغی بدست گرفت و در تاریکترین دهه‌های تاریخ ایران به دنبال انسان و انسانیت شهر به شهر رفتند. تا از زنان و مردانی دلبسته عدالت و آزادی همراهانی پدید آورند. جمعی که کانون مدافعان حقوق بشر ایران را بنیان نهادند.

بیشترین روشنگری و  مبارزه و سخت‌ترین آزار واندوه را تا امروز صبورانه پدیرفتند اما بر سوگند وفاداری خود به پاسداشت حقوق بشر وفادار ماندند. محمد سیف زاده بارها در بدترین شرایط بازداشت، متهم، محکوم و زندانی شده اما نَفَسی کوتاه در هوای خودبزرگ پنداری نکشید.

خلق را در کنار خالق ستود و برای رهایی مردم از هر قید وبند ظالمانه جنگید. از اولین کسانی بود که با شهامت راه رسیدن به دموکراسی را برپایی” انتخابات” دانست. مردم را به دوری از
هیجان به صلح ،مهربانی و رعایت حقوق قانونی و انسانی دعوت و مستبدین را از خشم و خون و بی‌عدالتی برحذر داشت.

او فردا برای تحمل یکسال حبس با پای خود به زندان خواهد رفت پیش از این گفته بود هیچ دادگاهی را به رسمیت نمیشناسد و در آن شرکت نمی‌کند. از او پرسیدم پس چرا این رای ظالمانه را می‌پذیرید؟ جوابی داد که تنها از یک فعال واقعی حقوق بشر می‌توان شنید. گفت هنوز هم نه دادگاه را به رسمیت نمیشناسم و رای را قبول ندارم. تنها دلیل رفتنم به زندان رعایت حقوق دیگران است…

در مجتمعی که چندین خانواده زندگی می‌کنند نمی‌خواهم تجربه تلخ بازداشت‌های پیشین تکرار شود وقتی که چندین نفر با شکستن در و پنجره، ایجاد رعب و مزاحمت برای خانواده و همسایگان میایند به کتابها و اسناد وتحقیقات و… که تاریخ ملی و متعلق به مردم هست آسیب می‌زنند. وسایل سایر افراد خانواده را مصادره می‌کنند. من با پای خودم می‌روم تا حقوق دیگران را رعایت کنم.
بیش باد

انسانهایی که دفاع از حقوق بشر !!! را تنها شعاری فریبنده!! نمی‌دانند. بلکه مانند دکتر محمد سیف زاده برای رسیدن به آن مبارزه و تلاش میکنند و از جان و مال هزینه می‌دهند.

نام و نسلت ماندگار
پوران ناظمی
سه شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۲