داد این بیدار را از کی بخواهیم!
عبدالله مومنی
کسانیکه فرجام دادخواهان را شکنجه ، خشونت و ستم مستمر می دانند؛ نمیتوانند محل رجوع “داد خواهان”برای ایجاد “داد“ باشند! “بیدادی“ که در طی سالهای گذشته، دادخواهان تجربه کردند، آنها را در صف اول قربانیان ساختاری ضد مردمی و سرکوب گر قرار داده است .
در این سالها گویی آزار و اذیت و بازداشت خانواده دادخواهان تنها به جرم دادخواهی؛ بخش جدایی ناپذیری از زندگی شان گشته و مستمراً در معرض تهدید و خشونت و ارعاب هستند.
این سطح از اعمال خشونت و زندانی نمودن و رفتارهای ایذایی برای دادخواهان، نشان از ماهیت ضد مردمی سیستمی دارد که عقوبتی جز خشونت و رنج مستمر و ستم مضاعف برای کسانی که دادخواه اند متصور نیست.
ستم, شکنجه و زندان و تحقیر پاسخ دادخواهانی شده که در دادخواهی بدنبال روشن شدن حقیقت و به پای میز محاکمه کشاندن عاملان و آمران هستند.
در یکسال گذشته و با آغاز جنبش #زن_زندگی_آزادی، تلخ ترین و غیرانسانی ترین رفتارها با خانواده های کشته شدگان راه میهن، به نمایش گذاشته شد که مبادا دادخواهی سنتی شود و قوام و گسترش یابد.
زندانی بودن ماشالله کرمی نشان از بنیانی ظالمانه دارد که فرد ستم کشیده و داغدار کشته شدن پسر را نیز رها نمی کند. جنس این تحمیل رنج مضاعف؛ نشان از آشکارشدگی پرده ای جدید از خوی اهریمنیست. به یاد می آوریم آن هنگامه ی سوزناک را که محمدمهدی کرمی در آستانه اعدام، نگران حال مادر بود؛ اما اکنون پدرش که نگهبان غیرتمند راهش بود در اسارت و سلول انفرادی زندان است.
نمی توان آن جمله محمد مهدی را به پدرش در مورد مراقبت از مادرش به یاد آورد و اکنون نگران پدر دربندش نبود و در برابر این ظلم و ستم توسط تاریک اندیشان سکوت پیشه کرد! حال از سوی دیگر تبعیض آشکار را ببین؛ یک طرف ماجرا تریبون دار است و دارای مصونیت آهنین و طرف دیگر مطرود و محذوف و زندانی.
به سال گذشته که ۵۰۰ نفر از فرزندان ایران کشته شدند هیچ کس مسولیت کشته شدن آنها را نپذیرفت و دادرسی و محاکمه ای برگزار نشد، بنگریم به دادرسی های شتابناکی که به دنبال سر برای طناب دار می گشت. از دستگیری و دهشت آفرینی برای خانواده های داغدار و دادخواه کم نگذاشتند.مدام رنجی بر رنجشان افزودند و نمکی بر زخمشان.
در آخرین نمونه لحظه به لحظه یک ماه آوار مرگ را بر خانواده آرمیتا گراوند فرود آوردند و با ایجاد محدودیت کشف حقیقت را مچالاندند، گرچه جامعه و افکار عمومی قضاوت خود را کرد و روایت رسمی را نپذیرفت.
خودی هایی چون پدر روح الله عجمیان را چنان حمایت کردند که با عطشی سیری ناپذیر به راحتی خواستار اعدام و خونریزی بیشتر در برنامه زنده بنگاه کذاب صوتی و تصویری جمهوری اسلامی می شود.
اما پدران جانباختگان راه آزادی چون ماشاالله_کرمی و منوچهر_بختیاری و …که دادخواه خون پسرانشان کجا هستند؟این رویه نامردمیست و سنتی حتی دون جاهلیت. به روشنایی صبح می توان گفت و دید که:حقیقت و عدالت کور نیستند و چنین تبعیض ضد حقیقتی پایدار نخواهند ماند.
تحکیم ملت