با اندوه و نگرانی عمیق، شاهد تکرار رویّههای سرکوبگرانه و غیرانسانی نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران علیه هنرمندان منتقد و مستقل، به بهانههای مختلف هستیم. اخیراً خبر شلاق زدن مهدی یراحی، خواننده و هنرمند ایرانی، به دلیل فعالیتهای هنری و بیان آزادانهی اندیشههای خود (و البته به بهانهای ظاهرسازانه و واهی) بار دیگر زنگهای هشدار را نسبت به نقض کرامت انسانی و حقوق بنیادین هنرمندان به صدا درآورده است. این اقدام نه تنها با موازین دینی و اخلاقی ناسازگار است که سنتی تلخ را یادآوری میکند که پیشینهای طولانی در سرکوب صدای هنرمندان دارد.
در دههی شصت علاوه بر گزارشهایی مبنی بر شلاق خوردن چندین خوانندهی فعال پیش از انقلاب، از باب ذکر تنها یک نمونهی دیگر از این دهه میتوان به پرویز مشکاتیان، استاد بیبدیل موسیقی ایرانی اشاره کرد که مورد تحقیر و خشونت قرار گرفت. شلاق خوردن این هنرمند بزرگ، به گفتهٔ زندهیاد هوشنگ ابتهاج، نه تنها ضربهای به جسم او وارد کرد که آغازی بر فرایند نابودی درونی او شد. مشکاتیان، که روح موسیقی ایرانی را در خود داشت، تا پایان عمر از تبعات این خشونت رنج برد. امروز نیز شلاق و زندان، پابند الکترونیکی، و محرومیت از فعالیتهای هنری به ابزاری برای خاموش کردن صدای هنرمندان منتقد و مستقل تبدیل شده است، هنرمندانی که جرأت میکنند روایتگر واقعیتهای تلخ جامعه باشند.
جمهوری اسلامی با تبدیل هنر به «جرم» نه تنها با آموزههای دینی دربارهی ارزشِ آفرینش و زیبایی درافتاده است، بلکه نشان داده که چگونه ابزارهای حکومتی برای حذف منتقدان و هنرمندان حتی از قوانین شرعی نیز سوءاستفاده میکنند. هنر، زبان گویای انسانیت و بازتاب دردها و امیدهای جامعه است؛ جرم خواندن هنر اعلام جرم علیه انسانیت است.
امروزه گاه از پابند الکترونیک برای محدود کردن هنرمندان مستقل و منتقد استفاده میشود. این روشها گرچه مدرنترند در راستای هدف قدیمیِ سکوت تحمیلی و قطع ارتباط هنرمند با مردم عمل میکنند. این اقدامات نه تنها نقض حقوق شهروندی است که نشانهای از ترس حاکمیت از قدرت بیهمتای هنر در بیداری وجدان جمعی است.
ما ضمن محکومیت هرگونه خشونت علیه تمام شهروندان به ویژه هنرمندان، خواهان توقف فوری این رویّههای ضداخلاقی و ضداسلامی هستیم. ما معتقدیم:
۱. هنر، موهبتی الهی و بازتاب روح آزادهی انسان است و جرمپنداشتن آن خیانت به ارزشهای دینی و اخلاقی است.
۲. حکومت موظف است به جای سرکوب، زمینهٔ شکوفایی امن و آزادانهی هنر مستقل و منتقد را فراهم کند.
۳. جامعهی هنری ایران میراثدار فرهنگ و اندیشهای است که قرنها الهامبخش جهانیان بوده؛ تحقیر این میراث، خیانت به تاریخ ایران و اسلام است.
ما از همهی وجدانهای بیدار و جانهای آگاه در داخل و خارج ایران میخواهیم در برابر این خشونت نظاممند سکوت نکنند. هنر، سلاح انسانیت است و انسانیت همواره پیروز خواهد شد.
اسفند ۱۴۰۳
ژیلا موحد شریعتپناهی، محمدجواد اکبرین، حسن یوسفی اشکوری، رضا بهشتی معزّ، عبدالعلی بازرگان، رضا علیجانی، احمد علوی، سروش دباغ، رحمان لیوانی، عبدالله ناصرى طاهرى، مهدی ممکن، یاسر میردامادی