زندان ها در ورطه فراموشی

سید محمدرضا فقیهی

لویزیون ایران چند روزی است در بخش های مختلف خبری مدام بازدید دادستان تهران از گروه خودروسازی سایپا که چند روز قبل انجام شده بود را پخش و تکرار می کند.

بعید و دور از ذهن نیست که دادستان صالحی هوس بازدید از ایران خودرو نیز به سرش بزند و آن گاه قابل پیش بینی است که سیمای جمهوری اسلامی گزارش تصویری آن بازدید را نیز مدام و به تناوب در بخش های متنوع خبری، پخش کند.

معلوم نیست که بازدید مذکور به خواست یا دستور کدامین مقام عالی قضایی و با چه هدف یا اهدافی صورت گرفته اما این پرسش قابل طرح است که دادستان چه تخصصی در زمینه صنعت خودروسازی و موضوعات مرتبط با آن دارد تا اثری را بر بازدیدش مترتب بدانیم؟

اما جای بسی تاسف است که آقای مدعی العموم و دادستان کل کشور و رئیس قوه قضاییه به رغم وظایفی که ذاتا و قانونا در زمینه بازدید و نظارت بر نحوه اداره زندان ها جهت حصول اطمینان از رعایت حقوق انسانی، بهداشتی، درمانی و قانونی زندانیان بر عهده دارند، زندان ها را به حال خود رها کرده اند گویی که زندان و زندانی هیچ ارزشی برای صرف وقت از سوی حضرات ندارند.

پس از وقوع جنگ میان دولت اسرائیل و جمهوری اسلامی، در شرایطی که آتش آن جنگ روز به روز شعله ورتر می شد و بیم حمله هوایی به زندان اوین هم می رفت، رئیس قوه قضاییه به جای توجه به هشدارهای جمعی از زندانیان که طی نامه ای از سوی آنان از زندان اوین خطاب به وی نوشته و ارسال شده بود، یا در جلسات شورای عالی قضایی خطابه می خواند و یا در تلویزیون مشغول گفت و گو با بخش گفتگوی شبکه خبر راجع به جنگ و جنایات اسرائیل و قس علیهذا بود.

نه تدبیر و تمهیدات برای انتقال زندانیان زندان اوین به نقاط امن در روزهای پیش از بمباران اوین اندیشیده شد و نه لااقل زندانیان از ارفاقات قانونی نظیر مرخصی تا رفع شرایط جنگی، برخوردار شدند.

در نتیجه، زندان اوین از سوی اسرائیل جنایت پیشه بمباران شد که آن حمله ۷۹ کشته بر جای گذاشت که تعدادی از جان باختگان ، زندانی بودند.

حتی اگر تعداد کشته شدگان حمله مذکور چند برابر بیشتر از آمار رسمی اعلامی هم بود، آقای محسنی اژه ای هنری جز محکوم کردن اسرائیل و جنایاتش نداشت و ندارد و توضیحی به مردم نمی داد که چرا اقدامی در جهت کاهش آسیب ها و تلفات ناشی از حمله محتمل الوقوع متجاوزان به عمل نیاورده است. کسی به ویژه رهبر جمهوری اسلامی نیز او را مواخذه نکرد و نمی کند چرا که تعیین چنین مدیری برای دستگاه قضا مملکت، مرهون تشخیص و تصمیم نادرست ایشان بوده است.

انتقال شبانه، غیرانسانی و قهرآمیز زندانیان از اوین به زندان تهران بزرگ با دستبند و پابند در حالی که زندانیان دو به دو با آن ادوات به هم زنجیر شده بودند، آن هم در وضعیتی که پدافند هوایی در تهران حین انتقال زندانیان فعال بود و این شرایط، معنایی جز فعلیت داشتن خطر حمله هوایی اسرائیل ندارد، به مخاطره افکندن جان زندانیان توسط قوه قضاییه و سازمان زندان ها است.

اما هنگامی که به زندان تهران بزرگ پا گذاردیم و وضع سالن ۹ در تیپ ۲ را دیدیم ، غم های پیشین برای مدتی به فراموشی سپرده شد.

این سالن که نام متادون درمانی بر آن نهاده شده، به زندانیان جرایم مواد مخدر اختصاص داده شده بود که پیش از آوردن ما به این سالن، به تیپ یا سالن دیگری انتقال یافتند.

در وضعیت جدید ، در هر اتاق که حداکثر ۲۴ نفر می توانستند بخوابند، ۴۱ نفر جا داده شده بودند که در اتاق های دیگر، نفرات عدد بزرگ تری را هم نشان می داد. در بدو ورود (۳/۴/۱۴۰۴) در اتاق یک ۳۷ نفر، در اتاق دو ۴۱ نفر و در اتاق سه( اتاق ما) ۴۴ نفر جا داده شده بودند که مجموعا ۱۲۲ نفر را شامل می شد. از تاریخ ۵/۴/۱۴۰۴ نیز تعداد ۲۱ نفر زندانی به حسینیه آورده شدند که جمعیت به ۱۴۳ نفر رسید.

تمامی ساکنان حسینیه کف خواب بودند که با احتساب کف خواب های ۳ اتاق این سالن ، ۵۰ نفر را شامل می شدند و در مجموع ۷۱ نفر کف خواب داشتیم. یعنی به تعدادی که تخت برای خواب زندانیان وجود داشت، به همان تعداد کف خواب بودند.

فرش ها انگار سال ها شسته نشده بودند که با کمک هم اتاقی ها، آن ها را در حیاط هواخوری شستیم.

ساس و سوسک و دیگر حشرات از سر و کول اتاق ها و تخت ها و کف و دیوارها بالا می رفت که پس از اعتراض و پیگیری های زندانیان، اکیپی برای شعله گرفتن بر تخت ها و جداره های فلزی آن به سالن آمد و پس از اتمام شعله گیری، سمپاشی اتاق ها انجام شد.

دستگاه سرماساز اتاق ها و حسینه خراب بود و باد گرم می نواخت که سرانجام و پس از پیگیری های زیاد آن را قطع و خاموش کردند. کولرهای اتاق ها مستعمل و فاقد کارایی لازم برای خنک کردن کافی اتاق ها بود که وقتی به این وضعیت اعتراض کردیم به ما گفته شد که می توانید به هزینه خود ، برای اتاق تان کولر تهیه کنید. عاقبت ناگزیر شدیم کولری نو به هزینه هم اتاقی ها برای اتاق خریداری کنیم، سر زندانبان به سلامت باد

چند روز بعد دیدیم درب سالن باز شد و کولرهای گازی عمودی( ایستاده) را آوردند داخل و دو کولر را در ابتدا و انتهای کریدور نصب کردند. از تعجب ، چشمانمان گرد شده بود و هاج و واج یکدیگر را نگاه می کردیم. جملگی گفتیم اگر قرار بر این بود که کولر گازی بیاورند، چرا ما را وادار به خرید کولر آبی کردند؟

گویا سازمان و تشکیلات هردنبیل همه چیزش باید به ظاهر و باطنش بیاید، بگذریم!

سرویس های بهداشتی فاقد سیفون است و حتی آفتابه ای هم در آن ها نبود که اعتراض ها سبب شد سه چهار آفتابه آوردند و در تعدادی از سرویس ها قرار دادند.

وضع بعداشتی سرویس ها، ظرف شویی ها و حمام چندان مناسب و مطلوب نبود و نیست اما اعتراضات زندانیان موجب کاهش وخامت اوضاع شده و زندانبانان دریافته اند که اگر به اوضاع رسیدگی نکنند، اعتراضات تشدید خواهد شد.

جز یک میز پینگ پنگ که در حسینیه گذاشته شده ، هیچ امکانات ورزشی در اختیار زندانیان نیست و کتابخانه ای هم که بتوان از سالن آن برای مطالعه روزانه استفاده کرد وجود ندارد و کتابخانه موجود در تیپ نیز کتب کافی و درخوری برایی بهره مندی زندانیان ندارد.

پس از حدود دو هفته، تعدادی از زندانیان را از سالن ما به سالن های دیگر منتقل کردند تا شرایط زیست برای ساکنان سالن ۹ قدری بهبود یابد. در حال حاضر با این که تعداد 13 نفر از ساکنان اتاق ما کاهش یافته و جمعیت اتاق به ۳۱ نفر رسیده ؛ هم چنان ۹ نفر کف خواب داریم و اتاق های دیگر نیز وضعی مشابه ما دارند.

قریب ۴۰ روز است که اتاقمان جا کفشی ندارد و ۳۱ دمپایی جلوی اتاق تا اواسط کریدور مقابل اتاق پراکنده است و زندانبان توقع دارد به هزینه شخصی، جاکفشی برای اتاق بخریم، مضحک نیست؟ هزینه تهیه یک جاکفشی مگر چقدر است؟ شرم نمی کنید؟

موضوع مهم دیگری که باید به آن پرداخته شود این است که تا پیش از آمدن زندانیان سیاسی، مدنی و عقیدتی به سالن متادون درمانی ، زندانیان حاضر در آن به زعم زندانبانان ، در سخیف ترین مراتب انسانی و بشری قلمداد می شده اند که محل سکونت و زیست آنان حتی از امکانات ابتدایی نیز برخوردار نبوده و جزو آدمیزاد به حساب نمی آمده اند. زندانیان غیرسیاسی به این دلیل که نام و نشانی ندارند و در رسانه ای مطرح نیستند تا اخبار آنان را پوشش بدهد، قطعا از فراموش شدگان خواهند بود اما زندانی سیاسی و عقیدتی چون نام دارد و رسانه، زندانبان همواره بیم آن دارد که اگر به امور و اعتراضات وی بهایی ندهد ، مدیریت او زیر سوال رفته و به بی کفایتی و مسولیت ناشناسی از سوی مردم و رسانه ها و مجامع حقوق بشری متهم خواهد شد.

زندانیان سیاسی و عقیدتی از منظر انسانی هیچ برتری و رجحانی بر زندانیان غیرسیاسی ندارند و تبعیض در مواجه با این دو گروه از زندانیان، مجوزی ندارد و توزیع امکانات و تسهیل شرایط زیست باید به طور یکسان در قبال تمامی زندانیان صورت پذیرد.

رئیس قوه قضاییه و همکاران وی در سازمان زندان ها به ظاهر توان فهم و درک این مهم که انتقال صدها زندانی از اوین به زندان تهران بزرگ، شرایط و اقتضائات جدیدی را در مجتمع ندامتگاهی اخیرالذکر ایجاده کرده، ندارند.

تیپ ما و سال های واقع در زندان تهران بزرگ تا پیش از انتقال زندانیان از زندان اوین در پی بمباران زندان مذکور ، با مشکلات عدیده ای شامل موارد فوق الاشاره و از آن ها مهم تر فقدان آب آشامیدنی سالم ، قطعی متناوب آب و برق، عدم تامین آب گرم به مقدار کافی برای استحمام زندانیان و فقدان وسایل سرمایشی و گرمایشی در فصول مختلف سال، فقدان یا کمبود جدی امکانات درمانی، بهداشتی ، فرهنگی و ورزشی برای زندانیان و … دست به گریبان بوده اند و فی الحال نیز افزایش جمعیت حاضر در این زندان مشکلات سابق را مضاعف کرده و معضلات جدیدی را نیز به آن افزوده است.

توجه آقای محسنی اژه ای و همکارانشان را به ستون «پیام های مردمی» منتشره در صفحه اول روزنامه اعتماد شماره ۶۱۵۰ مورخ ۹/۵/۱۴۰۴ که تیتر استمداد مددجویان ندامتگاه تهران بزرگ از مسولان بر قسمت فوقانی آن درج شده است، جلب می کنم. حتی اگر مدی باشید که اوضاع زیستی زندانیان ساکن در تیپ های ۲ و 6 زندان تهران بزرگ مطلوب است، بازدید و بررسی وضع آن تیپ ها، از وظایف مسلم شماست که تاکنون از انجام درست آن غفلت و قصور آشکار کرده اید.

بازدید از تیپ های ۱ و ۳ و ۴ و ۵ زندان مورد اشاره نیز رئیس دستگاه قضا را در جریان اوضاع وخیم و تاسف بار زندانیان حاضر در آن تیپ ها قرار خواهد داد مشروط به این که همکاران آقای رئیسی ، تمامی سالن ها را در معرض بازدید کنندگان قرار دهند و بخش های خاص با ظاهر آراسته و مجهز به امکانات ویژه را جهت رضایتمندی مسولان به رویت آنان نرسانند. بازدید نباید از سوی زندانیان یا وکلا و خانواده های آنان درخواست شود و مسولان قضایی باید بنا به وظایف قانونی و سازمانی که بر عهده دارند، به آن مبادرت نمایند.

هنگامی که زندانیان از مسولان قضایی بازدید از زندان را درخواست کنند، به این معناست که مسولان مذکور به حدی نسبت به ادای وظایفشان بی تفاوت یا بی اعتنا بوده اند که زندانی را ناگزیر از طرح چنین درخواستی کرده اند.

به رغم اینکه در شرایط کنونی، زندان تهران بزرگ به مرکز اصلی توجه مردم و رسانه و کنش گران حقوق بشر تبدیل شده اما این حساسیت نباید مانع از رسیدگی به وضع سایر زندان های کشور باشد. حق ندارید زندان ها را به فراموشی بسپارید زیرا زندانیان در آن جغرافیا به سر می برند و از این حیث که انسان هستند، شایسته توجه، احترام و تکریم نیز هستند.

زندان تهران بزرگ

۱۴۰۴/۰۵/۱۲