وقتی حکومت آخوندی حتی از لهجه‌ی ملت ها می‌ترسد و آن را تحقیر می کند

آموزگار بلوچ

در صحنه‌ای از صدا و سیمای میلی آخوندی حقیقت تلخ حکومت ولایت فقیه دوباره بیرون زد.
کارشناس رسمی صداوسیمای میلی، رو به نوجوانی با لهجه‌ی قومی گفت:
«اول باید بری کلاس بیان، لهجه‌ات رو کنار بذاری، درست حرف بزنی… بعدش تازه می‌تونی سراغ موسیقی بری!»
و مجری برنامه – که خودش سال‌هاست در تریبون‌های رسمی نان به نرخ تحقیر ملت‌ها می‌خورد – گفت: «خیلی حرفِ درستیه!»
اما این فقط یک جمله‌ی تحقیرآمیز نبود.
این یک اعتراف بود. اعتراف حکومت به ترس.
ترس از لهجه، ترس از هویت، ترس از صدایی غیر از صدای خودش.
برای ۴۷ سال، جمهوری اسلامی با تمام ابزارهایش تلاش کرده است همه‌ی قومیت ها و ملت‌ها را له کند؛ ملت‌هایی با زبان، پوشش، مذهب، فرهنگ و تاریخی مستقل. از بلوچستان تا کردستان، از خوزستان تا آذربایجان، از ترکمن‌صحرا تا گیلان.
مردم بلوچ این تحقیر را بهتر از هر کس درک می‌کنند.
سال‌هاست که در رسانه‌های رسمی نه صدای‌شان شنیده می‌شود، نه چهره‌شان دیده می‌شود، نه دردشان فهمیده می‌شود.
لباس‌شان «نامتعارف» است، زبان‌شان «قابل پخش نیست»، مذهب‌شان «غیرخودی» است.
اما واقعیت این است: آن‌ها نمی‌توانند ما را حذف کنند.
ما حذف‌ناشدنی هستیم. چون ما ملتیم، نه پیروان ولایت.

صداوسیمای ولایت فقیه، فقط «صدای آخوندی» را می‌خواهد.
صدایی بی‌ریشه، بی‌لهجه، بی‌رنگ، بی‌فرهنگ؛ فقط در چارچوب «مرکز جنایت».
اما ما فرزندان تنوع‌ایم. لهجه‌داریم. لباس داریم. ایمان داریم. حافظه داریم.
و شما، از همین می‌ترسید.
شما از یک نوجوان با لهجه‌ی قومی بیشتر می‌ترسید تا از هزاران دشمن خارجی.
چون می‌دانید صدای او، صدای اصالت است
.
چون می‌دانید کسی که با لهجه‌اش آواز می‌خواند، با همان لهجه می‌تواند آزادی را فریاد بزند.
ملت‌ها فراموش نمی‌کنند.
نه زبان‌شان را، نه لباس‌شان را، نه ایمان‌شان را.
شما رفتنی هستید. ما ماندنی هستیم.
چون ما ریشه داریم و شما بی ریشه هستید