پیمان دفاعی مکه؛ معماری امنیتی جدید در منطقه

پیمان دفاعی مکه؛ معماری امنیتی جدید در منطقه

 

یزدان شهدایی

 

«پیمان دفاعی مکه»، که اخیرا توسط سران سه کشور امضا شد، معماری هوشمندانه عربستان سعودی در مقابل تهدیدهای نظامی جمهوری اسلامی است که می‌تواند معادله جنگ را به ضرر حاکمان تهران تغییر دهد!

 

حمله مدام به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، تا کنون مهم‌ترین عامل بازدارندگی جمهوری اسلامی در جنگ با امریکا بوده است.

 

تجربه تاکنونی جنگ، همه کشورهای این منطقه را بفکر واداشته تا توان دفاعی و بازدارندگی خودشان را در مقابل این همسایه یاغی خود از نو تعریف کنند.

 

پیمان دفاعی مکه، نوعی معاهده یا اتحاد نظامی است که در آن اعضا متعهد می‌شوند در برابر حمله به یکی از آنها از یکدیگر حمایت کنند. منطق اصلی چنین پیمان‌هایی بر امنیت جمعی و بازدارندگی مشترک استوار است؛ به این معنا که حمله به یک عضو، تهدیدی علیه همه اعضا تلقی می‌شود و طرف‌ها برای پاسخ هماهنگ اعلام آمادگی می‌کنند.

 

در چنین چارچوبی، توافق دفاعی جدید عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که روز جمعه ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه امضا شد، اهمیت ویژه‌ای دارد. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله علیه همه آنها تلقی خواهد شد. با این حال، جزئیات دقیق تعهدات نظامی و نوع پاسخ احتمالی هنوز به‌طور کامل منتشر نشده است.

 

اهمیت این توافق را باید در شرایط جدید امنیتی خاورمیانه بررسی کرد. جنگ‌ها و تنش‌های اخیر در منطقه، از خلیج فارس تا دریای سرخ، امنیت مسیرهای انتقال نفت و کالا را تحت تأثیر قرار داده و وابستگی کشورهای منطقه به ترتیبات امنیتی سنتی را با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال ایجاد یا تقویت ترتیبات امنیتی مستقلی هستند، که بتواند بخشی از خلأهای امنیتی موجود را پوشش دهد.

 

عربستان سعودی از قدرت اقتصادی و انرژی برخوردار است؛ ترکیه یکی از مهم‌ترین قدرت‌های نظامی و صنعتی منطقه و عضو ناتو است؛ و پاکستان تنها کشور دارای سلاح هسته‌ای در جهان اسلام است. کنار هم قرار گرفتن این سه ظرفیت، ترکیبی کم‌سابقه از قدرت اقتصادی، توان نظامی و ظرفیت بازدارندگی هسته‌ای ایجاد می‌کند. اعتراض و حمله مقامات ج. اسلامی به این پیمان خود نشاندهنده اهمیت آن است.

 

توافق مکه در شرایطی شکل گرفته که منطقه با جنگ، حملات موشکی، ناامنی انرژی و تردید درباره میزان اتکاپذیری ترتیبات امنیتی موجود مواجه است. بنابراین حتی اگر سه کشور رسما اعلام کنند که پیمان علیه کشور خاصی نیست، ایجاد یک سازوکار دفاعی سه‌جانبه با این سطح از ظرفیت‌های نظامی، به‌طور طبیعی محاسبات امنیتی سایر بازیگران منطقه، از جمله ایران، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 

از سوی دیگر، این توافق را نباید صرفا یک پیمان نظامی دانست. عربستان سعودی به دنبال افزایش استقلال راهبردی خود و کاهش وابستگی کامل به یک قدرت خارجی برای تأمین امنیت است. ترکیه نیز در سال‌های اخیر تلاش کرده نقش خود را به‌عنوان یک قدرت مستقل و اثرگذار در معادلات اقتصادی و سیاسی منطقه‌ای افزایش دهد. پاکستان نیز با برخورداری از توان هسته‌ای و روابط نظامی دیرینه با عربستان، ظرفیت مهمی برای این معماری امنیتی محسوب می‌شود.

 

بنابراین، اهمیت اصلی «پیمان مکه» شاید در این باشد که نشان‌دهنده حرکت بخشی از کشورهای منطقه از اتکای صرف به چتر امنیتی قدرت‌های بزرگ به سوی ترتیبات امنیتی چندجانبه و منطقه‌ای است.

 

این تحول می‌تواند معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر دهد؛ زیرا اگر این همکاری از سطح یک توافق سیاسی فراتر رود و به همکاری عملیاتی، تبادل اطلاعات، رزمایش‌های مشترک، هماهنگی پدافندی و برنامه‌ریزی دفاعی مشترک منجر شود، می‌تواند به تدریج یک معماری امنیتی جدید در منطقه ایجاد کند.

 

در نهایت، «پیمان مکه» را می‌توان نشانه‌ای از گذار تدریجی نظم امنیتی خاورمیانه از ترتیبات مبتنی بر چتر امنیتی خارجی به سوی ائتلاف‌های منطقه‌ای و چندلایه دانست.

 

اهمیت ژئوپلیتیکی این پیمان در ترکیب سه قدرت مهم منطقه نهفته است؛ که در چهارچوب نظم جهانی غرب تعریف میشوند و نه شرق! چنین پیمانی البته می‌تواند پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم را هم مشکل کند.

 

باید در عمل دید که «پیمان مکه» که بر محوریت سه کشور سنی منطقه شکل گرفته است، تا چه حد می‌تواند عربستان سعودی را از حملات جمهوری اسلامی مصون بدارد.

 

در صورت ادامه جنگ در منطقه و عدم تعیین تکلیف جدی با جمهوری اسلامی بیشک ما شاهد تغییرات جدی در آرایش نیروها و پیمانهای جدید منطقه ای خواهیم بود.